پنج قانون خوشبختی را به خاطر بسپارید -قلبتان را از نفرت پاک کنید... -ذهنتان را از نگرانی ها دور کنید... -ساده زندگی کنید... -بیشتر بدهید... -کمتر توقع داشته باشید... خدمت دوستان عزیز سلام عرض میکنم امیدوارم از مطالب وبلاگ بی قرار خوشتون بیاد البته قطعا نظر شما باعث دلگرمی میشه با تشکر
به مناسبت شب ارزوها تو این پستم میخوام مطلبی قرار بدم که لا اقل من خودم شخصا تحت تاثیر قرار گرفتم پس شما هم تنبلی نکنید و نتیجه گیری کنید...
لوئیز ردن زنی بود با لباسی کهنه ومندرس ونگاهی مغموم. وارد مغاره ی خواروبار فروشی محله شد.و با فروتنی از مغازه دار خواست تا کمی به او خواروباربدهد.لوئیز به نرمی گفت شوهرش مریض است و خودش نمیتواند کار کند و ۶ بچه شان گرسنه مانده اند...مغازه دار با بی اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی میخواست او را بیرون کند...
لوئیز در حالی که اصرار میکرد گفت اقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را پس میدهم . مغازه دار گفت نسیه نمیدهد.مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفتگوی ان دو را میشنید به مغازه دار گفت ببین خانم چه میخواهد خرید این خانم با من.
مغازه دار با اکراه گفت لازم نیست خودم میدهم لیست خریدت کو؟ لوئیز گفت اینجاست. لیستت را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر...لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی دراورد و چیزی رویش نوشت و ان را روی کفه ی ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت
خواروبار فروش باورش نشد. مشتری از سر رضایت خندید.مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد. کفه ترازو برابر نشد انقدر چیز گذاشت تا برابر شد.در این وقت خواروبار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی ان چه نوشته شده است .
کاغذ لیست خرید نبود دعای زن بود که نوشته بود *ای خدای عزیزم،تو از نیاز من با خبری،خودت ان را براورده کن*مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت ومتحیر خشکش زد. لوئیز خداحافظی کرد و رفت. مشتری یک اسکناس ۵۰ دلاری به مغازه دار داد و گفت تا اخرین پنی اش می ارزید.فقط اوست که میداند وزن دعای پاک وخالص چقدر است...
نتیجه ی اخلاقی دعا بهترین هدیه ی رایگانی است که میتوان به هرکس داد و بهره ی بسیار برد.
دوستای گلم شب لیله الرغائب (شب ارزوها) رو به همتون تبریک میگم ارزومند ارزوهای قشنگتون